ابراهيم عاملي ( موثق )
141
تفسير عاملي ( فارسي )
« لا يَذْكُرُونَ اللَّه إِلَّا قَلِيلًا » 142 ابو الفتوح : جبّائى گفته است : يعنى فقط از نماز تكبيره الإحرام را بلند ميگويند كه مردم گمان كنند مشغول نماز هستند ، قتاده گفته است : هرچه مقبول نباشد اندك است ، و هرچه خدا قبول كند آن بسيار بود ، پس مقصود آن است كه منافقين ذكر قابل قبول ندارند . فخر : يعنى وقتى با ديگران هستند نماز ميخوانند ، و گر نه ، با نماز كارى ندارند . كشّاف : يعنى فقطَّ در نظر مردم به ياد خدا و نماز هستند و بس ، و يا مقصود آن است كه به ياد خدا نيستند مگر اندك ، چنان كه بيشتر متظاهرين به - اسلام چنين هستند كه چند شب و روز انسان با آنها همراه مىشود و هيچ نام خدا از آنها نميشنود ، ليكن صحبت دنيا تمام وقت آنها را گرفته است كه دمى غافل از آن نيستند ، و ممكن است كلمه ى « قليلا » بمعنى نبود باشد ، يعنى هيچ ياد خدا نميكنند . « مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ » 143 پيغمبر ( ص ) فرمود : داستان منافق داستان گوسفندى است كه از گله ى خدا جدا شده است بهر دسته گوسفند ميرسد خود را به آن نزديك مىكند ، باز از آنها جدا مىشود و به طرف دسته ى ديگر ميرود . فخر : ابن عبّاس « مذبذبين » با كسر ذال قرائت كرده است ، و در مصحف عبد اللَّه مسعود « متذبذبين » بزيادتى تاء بوده است ، و از ابو جعفر نقل شده است كه با دال مهمله « بىنقطه » قرائت كرده است و از ماده ى دبّه گرفته است بمعنى طريقه ، و مقصود اين خواهد بود كه منافق ميان طريقه هاى مختلف در حركت است ، و كلمات « بَيْنَ ذلِكَ » بمعنى ميانه ى كفر و ايمان و يا مؤمنين و كافرين است قتاده گفته است : يعنى نه مؤمن با اخلاص هستند ، نه كافر آشكارا . شعر اى كه دارى نفاق اندر دل خار بادت خليده اندر حلق هر كه سازد نفاق پيشه ى خويش خار گردد بنزد خالق و خلق « لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ » 144 فخر : چون در آيات پيش منافقين مذمّت